تبلیغات
احکام - چگونه به این یقین برسیم که پیامبر ما آخرین پیامبر و از پیامبران دیگر بالاتر است؟
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سارا جشانزاده
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
احکام
پرسش:
چگونه به این یقین برسیم که پیامبر ما آخرین پیامبر و از پیامبران دیگر بالاتر است؟
پاسخ :


پرسش شما مشتمل بر دو بخش است ، دربخش اول پرسیده اید که از کجا بدانیم که پیامبر ما آخرین پیامبر است ودر بخش دوم پرسش از این است که از کجا بفهمیم پیامبر ما از پیامبر دیگران کامل تر است ؟
در پاسخ به بخش اول پرسش شما می گوییم:
یكى از ضروریات اسلام این است كه سلسله پیامبران (ع) با پیغمبر اسلام (ص) ختم شده و بعد از آن حضرت هیچ پیامبرى نیامده و نخواهد آمد. و حتى بیگانگان نیز مى دانند كه این موضوع, از جمله اعتقادات اسلامى است كه باید هر مسلمانى به آن, معتقد باشد . در عین حال, مى توان این مطلب را هم از قرآن كریم و هم از روایات متواتر, استفاده كرد.
قرآن كریم مى فرماید: «ما كان محمد ابا احد من رجالكم ولكن رسول الله و خاتم النبیین» (1) و صریحاً آن حضرت را خاتم همه پیامبران معرفى مى كند. وقتی اصل پیامبری حضرت محمد (ص) پذیرفته شود ، پس آنچه در کتاب آسمانی قرآن آمده قابل استدلال است و چون در قرآن سخن از خاتمیت پیامبر سخن به میان آمده ؛ پس این مسئله پذیرفتنی است.
اما بعضى درباره دلالت این آیه بر خاتمیت پیامبر اكرم (ص) دو اشكال را مطرح كرده اند:
یكى آنكه: واژه ((خاتم)) به معناى انگشترى نیز آمده است, و شاید در این آیه هم همین معنى (انگشترى) منظور باشد.
دیگر آنكه: به فرض اینكه خاتم به همان معناى معروف باشد مفاد آیه این است كه سلسله ((نبیین)) به وسیله آن حضرت ختم شده نه اینكه سلسله ((رسولان)) هم ختم شده باشد.
پاسخ اشكال اول این است كه خاتم به معناى وسیله ختم كردن و پایان دادن (ما یختم به الشى) است و انگشترى هم از این جهت خاتم نامیده شده كه بوسیله آن, نامه و مانند آنرا ختم و مهر مى كرده اند.
پاسخ اشكال دوم این است كه هر پیامبرى كه داراى مقام رسالت باشد داراى مقام نبوت هم هست و با پایان یافتن سلسله انبیا, سلسله رسولان هم پایان مى یابد و در جای خود ثابت شده است که هر چند مفهوم ((نبى)) اعم از مفهوم ((رسول)) نباشد ، اما از نظر مورد, نبى اعم از رسول است .
موضوع خاتمیت پیغمبر اسلام (ص) در صدها روایت نیز مورد تصریح و تاكید قرار گرفته كه از جمله آنها حدیث منزلت است (2) كه شیعه و سنى به تواتر, آن را از پیامبر اكرم (ص) نقل كرده اند ، به طورى كه جاى هیچ شك و شبهه اى در صدور مضمون آن باقى نمى ماند. و آن این است:
هنگامى كه پیامبر اسلام (ص) براى جنگ تبوك از مدینه حركت مى كردند ، امیر موئمنان على (ع) را براى رسیدگى به كارهاى مسلمانان به جاى خود گماشتند. آن حضرت از این که از فیض شركت در این جهاد, محروم مى شوند ، اندوهگین شدند و اشك از چشمانشان جارى شد. پیامبر اكرم (ص) به آن حضرت فرمود: آیا راضى نیستى كه نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى باشى؟ و بلافاصله این جمله را اضافه كردند: ((با این تفاوت كه بعد از من پیامبرى نیست)) تا جاى هیچگونه توهمى باقى نماند.
در روایت دیگرى از پیامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمود: ای مردم ! بعد از مردم پیامبری نخواهد بود و بعد از شما امت دیگری نخواهد آمد.(3)
و نیز در حدیث دیگرى از آن حضرت نقل شده كه فرمود: « ای مردم ! پیامبری بعد از من و سنتی بعد از سنت من نخواهد بود.»(4)
پاسخ بخش دوم پرسش شما این است که:
ابتدا باید توجه داشته باشید كه نوعا در مسائل مختلف سه گونه استدلال وجود دارد:عقلی، نقلی و حسی.
    1 - دلیل حسی نیز وجود ندارد؛ زیرا، اولا: ما نظاره‏گر تمام اعمال و حركات آنها نیستیم تا بامقایسه تجربی از طریق كنش آنها حكم به برتری یكی بر دیگری نماییم. ثانیا اصلا فضایل و مقامات تجربه پذیر نیستند مگر آن كه خواصی از طریق تجربه باطنی حقایقی را دریافت دارند.
    2 - دلایل عقلی در رابطه با امور كلی می‏باشند و درچنین موردی كه مقایسه دو امر جزئی است ، دلیل عقلی اجرا نمی شود ، اما می توان از راه اصول کلی به اثبات آن پرداخت و آن این که : به زندگی بشر که نگاه کنیم ، هر چه زمان انسان ها سپری می شود بر علم و دانش آنها نیز افزوده می گردد . از طرف دیگر پیامبر در عصر و زمان و برای هر قومی  از آن مقدار دانش الهی برخودار است که برای هدایت آن قوم و ملت تا زمانی که شریعتش باقی است ، لازم است.
بر این اساس هر پیامبر بعدی علاوه بر دانش پیامبران پیشین ، از علم و دانش جدید متناسب با نیازهای انسان های جدید و آینده برخوردار خواهد بود. و چون پیامبر اسلام آخرین پیام آور الهی است ، پس باید حامل علوم و دانش هایی باشد که تا آخرین انسان ها به آن نیاز دارند و علم و دانش پیامبران یکی از ملاک های مهم برتری است. ملاک های دیگر مانند مقدار مجاهدت و تلاش و کوشش ، نیز مقدار عبادت و بندگی و… نیز می تواند مورد توجه قرار گیرد که با مراجعه به تاریخ زندگی پیامبر اسلام و پیامبران گذشته می توانیم به برتری پیامبر اسلام اذعان کنیم.
  3 - دلیل نقلی نیز چند دسته‏اند که برای پرهیز از طولانی شدن بحث به برخی از روایات اشاره می کنیم.
1)قال رسول‏الله (ص): یعنی خداوند تمام انبیا را بر فرشتگان برتری داده و من را بر تمام پیامبران برتری داده است. (5)
2) علامه مجلسی حدیثی را نقل می‏كند كه هدف خلقت، رسول‏اللّه(ص) و ائمه اطهار است.(6)
3)  در علل شرایع مرحوم صدوق، روایتی بدین مضمون از امام رضا(ع) نقل شده كه حضرت علی(ع) از رسول اللّه پرسید شما افضلید یا جبرئیل فرمود: «یا علی پروردگار انبیاء مرسلین خود را بر ملائكه مقربین برتری داد و مرا بر تمامی ایشان برتری داده و بعد ازمن شما برترید و سپس ائمه بعد از شما».(7)
پی نوشت ها:
1) احزاب ، آیه 40.
2) بحارالانوار، ج 37, ص 254 ـ 289, صحیح بخارى، ج 3, ص 58, صحیح مسلم، ج 2, ص 323, سنن ابن ماجه، ج 1, ص 28, مستدرك حاكم، ج 3, ص 109, مسند ابن حنبل، ج 1, ص 331 و ج 2 ص 369 و 437.
3) وسائل الشیعه، ج 1, ص 15, خصال، ج 1, ص 322 و ج 2, ص 487.
4) وسائل الشیعه ج 18 ، ص 555, من لایحضره الفقیه، ج 4, ص 163, بحارالانوار، ج 22, ص 531, كشف الغمه، ج 1, ص 21.
5) بحارالانوار،ج11 ص 139وج26ص335
6) بحارالانوار، ج 26، ص 297
7) علل الشرایع ، باب هفتم، ص 21




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر